تبليغاتX
در جستجوی عدالت - از امیر کبیر تا مدیران بی لیاقت امروز
علی تنها ترین مرد خدا بود ....

نوزدهم اسفند ماه سالگرد دویست سالگی مردی بود که برخی او را محمد تقی ، برخی فرزند آشپز باشی ، برخی امیر کبیر و .... می نامیدند . اصلاً چه فرقی دارد که نامش چه بود و فرزند چه کسی بود ، مهم این بود که مرد بود و مردانه زیست . همیشه با خودم فکر می کردم مگر امیرکبیر چه کار کرد که همه او را به پاکی و وطن پرستی می شناسند . تا این که تصویر نامه ای از او را به ناصرالدین شاه دیدم که در آن این چنین نوشته بود :

قربانت شوم

الساعه که ایوان منزل با همشیره همایونی به شکستن لبه نان مشغولم.خبر رسید که شاهزاده ثویق(؟) الدوله حاکم قم را که به جرم رشاء و ارتشاء معزول کرده بودم به توصیه عمه خود ابقاء  فرموده و سخن هزل بر زبان رانده اید . فرستادم او را تحت الحفظ به تهران بیاورند ، تا علیحضرت بدانند که اداره مملکت با توصیه عمه و خاله نمی شود.

زیاده جسارت است. تقی

 تصویر نامه فوق : ( مقایسه کنید امیرکبیر را با مدیران امروز .....) 

نامه امیر کبیر به ناصرالدین شاه

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 8:36  توسط بنده خدا |